پيام
+
روز پاييزي ميلاد تو در يادم هست / روز خاکستري سرد سفر يادت نيست/
ناله ي ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر يادت نيست/
تلخي فاصله ها نيز به يادت مانده ست/ / نيزه بر باد نشسته ست و سپر يادت /نيست/
يادم هست …. يادت نيست/
خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،يادت نيست
من به خط و خبري از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگويي که خبر يادت نيست/

ذره بين زنده
90/6/4
پارسيان شيرين سخن
عطش خشک تو بر ريگ بيابان ماسيد / کوزه اي دادمت اي تشنه, مگر يادت نيست/
تو که خود سوزي هر شب پره را مي فهمي / باورم نيست که مرگ بال و پر يادت نيست/
تو به دل ريختگان چشم نداري بيدل / آنچنان غرق غروبي که سحر يادت نيست/
يادم هست …. يادت نيست